تبليغاتX
«« ✿\\✿ به نام او ✿//✿»»








«« ✿\\✿ به نام او ✿//✿»»

اصل جوانمردی آن است كه هر چه بگویی ،بكنی و میان جوانمردی وُ نا جوانمردی صبر است .

فضل عيار

 

عکس اسب سفید زیبا

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 15:9 توسط """سمـــــــا""""|



http://tandis-eshgh.persiangig.com/image/2zsqws4.jpg

1-خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود،

بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

۲- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی ،
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

۳- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود،
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

۴- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی،
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

۵- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی،
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

۶- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود،
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟

۷- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود،
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟

۸- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی،
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

۹- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی،
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

۱۰- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی،
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می کردی؟

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 10:55 توسط """سمـــــــا""""|




   فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!

اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!

گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !

از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!

چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!

چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!

صدای فریادم را همه شنیدند  جز او که باید میشنید!

اشکهایم را همه دیدند!

آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!

گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!

حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و  درون خودم بسوزم !

اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !

اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!

نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 9:6 توسط """سمـــــــا""""|



پینوکیو ...!!

چوبی بمان ! آدم ها سنگی اند !

دنیایشان قشنگ نیست...

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 11:21 توسط """سمـــــــا""""|



اشتباه از من بود هر جا رنجیدم لبخند زدم و ....فکر کردن مشکلی نیست و ....

بازهم ادامه دادن...

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 11:17 توسط """سمـــــــا""""|



در وجود هرکس رازی بزرگ نهان است
داستانی
راهی
بیراهه ای
طرح افکندن این راز
راز من و راز تو
راز زندگی
پاداش بزرگ تلاشی پر حاصل است...

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 10:53 توسط """سمـــــــا""""|



خدایا

راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست

همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را  . . .

.

.

.

خدا یا گر نبخشی آنچه خواهم/گر ببخشی درد وبلا تو با هم

به نام حکمت آنرا می پذیرم/که عشق غیر تو باشد گناهم . . .

.

.

.

نا کرده گناه در جهان کیست ؟ بگو

آن کَس که گنه نکرده چون زیست؟بگو

من بد کنم وتو بد مکافات دهی

پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو . . .

.

.

.

آفرین ها بر تو بادا ای خدا / ناگهان کردی مرا از غم جدا

گر سر هر موی من گردد زبان / شکر های تو نیاید در بیان

تو در جان منی من غم ندارم / تو ایمان منی من کم ندارم . . .

.

.

.

می گن با هرکی دوست بشی شکل و فرم اونو می گیری

فکرشو بکن…

اگه با خدا دوست بشی ، چه زیبا شکل می گیری . . .

.

.

.

آرامش چیست  ؟

نگاه به گذشته و شکر خدا

نگاه به اینده و اعتماد به خدا

نگاه به اطراف و جستجوی خدا

نگاه به درون و دیدن خدا

لحظه هایت سر شار از بوی خدا  . . .

.

.

.

آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند . .
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 10:31 توسط """سمـــــــا""""|



باز هم غم عشق و ناله جدایی در من فغان کردنمی دانم آیا آب عشقی پیدا خواهد شدکه این آتش را در من خاموش کندگر این آب پیدا نشد این آتش در من چه خواهد کردمرا خواهد سوزاندولی من از خدا می خواهم که این آتش آتش عشق تو باشدخدایا! ما اگر بد کنیم،تو را بنده های خوب بسیار است، تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 11:30 توسط """سمـــــــا""""|



سلام دوستای عزیز تاخیرامو ببخشید 

آخه امتحان دارم

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 15:46 توسط """سمـــــــا""""|



فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 9:53 توسط """سمـــــــا""""|




مطالب پيشين
»
» 10 مطلبی که بد نیست بدونیم!!!!!!!
» فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!...
» سنگ دلان!!!!
» اشتباه از من بود...
» راز
» خدا...
» خدایا...
» !!!!!!!!!!!!!!
» بی وفایی انسان
Design By : ParsSkin.Com